آرشامآرشام، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

آرشام کوچولو

یادی از خاطرات

سلام پسر گلم عزیزم  چند وقت پیش داشتتم تو عکس هام میگشتم 1 عکس پیدا کردم که برات میزارم ببینی چون خیلی قشنگ و خاطره انگیز بوده   این عکس اثر پای شماست که تو بیمارستان از شما گرفتن و تو پرونده گذاشتن و من خیلی دوستش دارم.   ...
2 مرداد 1392

آرشام و روشان

عزیزم شما یک دوست خوب داری به اسم روشان که 5 ماه از شما بزرگتره اما همیشه خیلی مواظبته و نازت میکنه  اومده بودن خونه ما و ما هم کلی عکس از دو تاتون گرفتیم برات میزارم به امید اینکه تا آخر با هم همینطوری خوب بمونین               ...
2 مرداد 1392

14 ماهگی آرشام گلی

آرشام گل مامان عزیز دلم امروز اومدم برات کلی عکس بزارم کارهای شما خیلی خواستنی و دوست داشتنی شده   من اومدم با کلی عکس آرشام و قلیون داره موشکافانه نگاه میکنه  و بررسی که این چیه؟؟   خونه عمه جون و فضولی اینم پیک نیک روز تولد بابایی (20 اردیبهشت)   نقاشی آرشام خان فدای نقاشی کشیدنت بشم من   تو را خدا خودکار گرفتنش را ببین   قربون خنده هات بشم با تمرکز فراوان     ایم یکی دیگه از خراب کاری های آرشام خدا را شکر سر خودش ب...
2 مرداد 1392

شیطنت های آرشام تازه یکساله شده

مامانی گلم وقتی از بابل برگشتیم تا آخر ماه فروردین شما کلی بلا شدی و شیطنت میکنی. مامان کلی از این شیطونیات عکس رفته برات با توضیحات میزارم ادامه مطلب ببین و بخند که چقدر بلا شدی.   این از خوردن آقا   " مرسی مامان خیلی خوشمزه بود " همیشه اتاقتو بهم میریزی اینجوری و بدتر از این   " مامانی با این پرده میره بالا آره؟"   قربونت بره مامان فدای قد و بالات بشم من میبنی از دست شما مجبودم باکس قاشق ها را پشت بزارم وگرنه همه چیز را میریزی بیرون " بهتون آموزش بدم؟  این برای شستن لباساست بچه های گل" " اینم نمید...
4 تير 1392

اولین سیزده بدر آرشامی مامان

عزیز دل مامان سمانه امسال اولین سیزده بدر شما نبود میدونی که ، اما اولین سیزده بدر شما بود که رفتی بیرون خیلی به شما خوش گذشت و خوشحال بودی عزیزم. امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی.     آرشامی را حسابی پیچوندم و خوابیده تو ماشین پسر خاله مامان که یکم آفتاب بهش بود  آخه هوا خیلی سرد شده بود     ...
4 تير 1392

مسافرت عید خونه مامان سامره

پسر گل من . مرد یکساله من سلام عزیزم میدونی که ما میخواستیم 11 فروردین بریم بابل خونه مامان سامره که به خاطر واکسن شما 12 فروردین رفتیم عزیم خدا را شکر واکسن یکسالگیت اصلا اذیتت نکرد و خیلی راحت بود بعد از واکسن هم رفتیم بابل اولین مسافرت تو سال 92 بود . خیلی خوش گذشت اما شما اونجا اولین خراب کاریتو انجام دادی و اولین چیز را شکستی خدا بعدش را به خیر کنه.   این پرتقال با جای دندون آرشام مامان ...
4 تير 1392

تولد پسر گلم با تم المو

بابام میگه مرد شدی از کوچیکی رد شی مامان میگه فدات شم قربون اون چشات شم یکسال گذشت اومدی برای ما همدمی قراره یکساله شی عاقل و بالنده شی     آرشامی مامان امروز 1 سال از به دنیا اومدنت میگذره و من اصلا باورم نمیشه به این سرعت 1 سال گذشت انگار همین دیروز بود که صبح زود رفتیم بیمارستان قبل از سال تحویل  تا شما به دنیا بیای و من روی ماهتو ببینم. به همین زودی یکسال گذشت ، فکر کنم چون با ما بودی و خیلی خوش گذشت گذرشو حس نکردیم عزیز دلم. ما هم میخواستیم این خوشحالی با همه تقسیم کنیم برای همین یک جشن کوچولو گرفتیم. کلی خوش گذشت به همه مخصوصا من و بابایی و البته از قیافت معلوم بود که به شما هم خیلی خ...
19 فروردين 1392
22341 0 39 ادامه مطلب